تبليغاتX
قلب عاشق







نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



لوگو دوستان
کمیابترین کدهای جاوا



موزیک و سایر امکانات

فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












2khali
کمیابترین کدهای جاوا





 




[+] نوشته شده توسط فهیمه در 21:58 | |







این ماه قشنگ

مهمــون ِ سفره ى خــدا شــديم ...

فرا رسیدن رمضان تبلور <ونفخت فیه من روحی>

 در

 کالبد خاکی انسان بر شما مبارک...

التماس دعا

از عرش صدای ربنا می آید

آوای خوش خدا خدا می آید

فریاد که درهای بهشت باز کنید

مهمان خدا سوی خدا می آید


[+] نوشته شده توسط فهیمه در 16:7 | |







با خیال تو

 

 

با خیالت عمری ، روز و شب درگیرم
توی رویام هر شب ، دستتو می گیرم
بی تو خیلی تنهام ، چقدر از من دوری
رفتی و با گریه گفتی که مجبوری

تو دلم آتیشه بگو بر می گردی


با نگات آخه منو عاشقم کردی
زیر بارون بی تو ، براي تو می خونم
تا ابد ، تا زنده ام واسه تو می مونم

اگه عاشق باشی ، دوری هم شیرینه
لحظه هامون رنگ شادی رو می بینه
واسه رویای من ، بهترین تعبیری
اگه با هم بودیم واسه هم می میریم


[+] نوشته شده توسط فهیمه در 15:55 | |







اعتراف

من دارم دق میکنم تو این حصار

پس دیگه گذشترو یادم نیار

عشق و قابش میکنم تو این حصار

درس عبرتی بشه به یادگار

می خوام اعتراف کنم که من دارم کم میارم

آره میرم و تو رو پشت سرم جا میزارم

نتونستم نمیتونم که بمونم پیش تو

ته خط با تو بودن خسته ام از فکر تووووووووووووووووووووووو


[+] نوشته شده توسط فهیمه در 16:33 | |







سرد وبی روح

من این پایین نشستم سرد و بی روح

تو داری میرسی به قله ی کوه

داری هر لحظه از من دور میشی

ازم دل میکنی مجبور میشی

تا مه راه و نپوشونده نگام کن

اگه رو قله سردت شد صدام کن

یه رنگ مرده از رنگین کمونم

من این پایین نمیتونم بمونم

تا مه راه و نپوشونده نگام کن

اگه رو قله سردت شد صدام کن

یه رنگ مرده از رنگین کمونم

من این پایین نمیتونم بمونم

می خوام یادم بره دست خودم نیست

 

 


[+] نوشته شده توسط فهیمه در 16:32 | |







ناقوس وداع

آن شب که اي دوست از شهر ما قصد سفر کردي ، در کام تلخم زندگي را

تلخ تر کردي آن شب که ناقوس غم انگیز ((خداحافظ)) در آخرين لحظه، طنين 

انداخت  در گوشم

احساس کردم...بار جانفرساي تنهايي، افتاده بر دوشم!

آن شب، فضاي شهر ما را بعد از تو،ابري تيره و انبوه گرفت...باران درد از آسمان

بارید ....هر گوشه را سيل غم و انبوه گرفت

آن شب که همراه پرستوها،از آشيانت بال گشودي ، در دل،چراغ آرزوها مرد!!!





بارونو دوست دارم هنوز چون تو رو یادم میاره

حس می کنم پیش منی وقتی که بارون می باره

بارونو دوست دارم هنوز بدون چترو سر پناه

وقتی که حرفای د لم جا میگیرن توی یه آب

((شونه به شونه می رفتیم من و تو تو جشن بارون

حالا تو نیستیو خیسه چشمای منو خیابون))

بارونو دوست داشتی یه روز تو خلوت پیاده رو

حرفای پاییزهء ما مرداد داغ دست تو

بارونو دوست داشتی یه روز عزیز هم پرسهء من

بیا دوباره پا به پام تو کوچه ها قدم بزن

((شونه به شونه می رفتیم من و تو . تو جشن بارون

حالا تو نیستیو خیسه چشمای منو خیابون))


[+] نوشته شده توسط فهیمه در 16:25 | |







دیدار تو

من به اندازه ناديدن تو بيمارم

 

 و به شوق نگهت شب همه شب بيدارم

 

ثانيه.روز.زمان.ساعت و من دلتنگم

 

ديگر از هرچه دروغ است و کلک بيزارم

 

خسته از هرچه که بی تو به سرانجام رسيد...

 

 خسته از شعر و هر صحبت طوطی وارم

 

 گرمی وحرم حضورت بدنم را سوزاند

 

نکند خوابم و يارب نکند تب دارم؟

 

گرم صحبت شدم و هيچ نمی دانستم

 ساعتی هست که همصحبت اين ديوارم

 

[+] نوشته شده توسط فهیمه در 15:15 | |







دلم گرفته ...

دلم ميخواست اونقدر بهت نزديك بودم كه هروقت دلم گرفت سرومو رو

شونه هات بزارم و يه دله سير گريه كنم آخه شونه هاي تو مطمين ترين

تكيه گاه واسه این دل عاشقه ...دلم ميخواست اونقدر بهت نزديك بودم

كه هر وقت دوست داشتم بپرم بغلت و ببوسمت ...دلم ميخواست

اونقدر بهت نزديك بودم كه هر وقت احساس ترس كردم بيام و تو منو

تو آغوشت بگيري آخه آغوش تو آرامش بخش ترينه واسه منه بي

قرار ... دلم ميخواست اونقدر بهت نزديك بودم كه اگه به مشكلي

برخوردم تو كمكم كني آخه من به جز تو كسي رو ندارم كه دلش برام

شور بزنه ... اگه نزدیک بودی اون وقت تو بغلم فشارت ميدادم اونقدر كه

با تك تك سلولهاي بدنم قاطی بشی...


[+] نوشته شده توسط فهیمه در 15:14 | |







تقدیم به عزیزی که با رفتنش تمام دنیا برام تمام شد

عروسك قصه من، گهواره خوابت كجاست ؟

قصر قشنگ كاغذي پولك آفتابت كجاست؟

بال و پر نقره اي كفتره عشقمو كي بست؟

آينه ي طوطي منو سنگ كدوم كينه شكست؟

عروسك قصه من ،زخم شكسته با تنت ،

بميرم ،اي شكسته دل ،چه بي صداست ،شكستنت!!!

صداي عشق من و تو، كه تلخ و گريه آوره،

تو اين سكوت قصه اي ،شايد ، صداي آخره

بعد از من و تو عاشقي، شايد، به قصه ها بره،

 شايد ،با مرگ من  و تو عاشقي از دنيا بره،

عروسك قصه من ،سوختن من ساختنمه ،

 تو اين قمار بي غروب ، بردن من باختنمه ،

عروسك قصه من ،شكستنت فال منه ،

اين سايه ي  هميشگي مرگه كه دنبال منه

جفتاي عاشق رو ببين، از پل آبي ميگذرن ،

عروسك قلبشون رو به جشن بوسه مي برن

اما براي عشق ما اون لحظه آبي كجاست؟؟؟

عروسك قصه من ،پس شب آفتابي كجاست؟؟؟

ساده نبود گذشتن از تو برام..................


[+] نوشته شده توسط فهیمه در 20:40 | |







قسم

قسم به چشمات بعد از این جز تو گلی بو نکنم

جز به تو و به خوبیات به هیچ کسی خو نکنم

قسم به اسمت که تو رو تنها نذارم بعد از این

اسم تو رو داد می زنم تا دم دمای آخرین

قطره به قطره خونم و یک جا به نامت می کنم

دلخوشیهای دنیا رو خودم به فالت می کنم

می برمت یک جای دور می شم واست سنگ صبور

برات یه کلبه می سازم پر از یک رنگی پر نور

روح و دل و جون و تنم، نذر نگاهت می کنم

دنیاها رو فدای اون چهره ماهت می کنم



[+] نوشته شده توسط فهیمه در 11:24 | |







ماه من

ماه من غصه نخور زندگي جزرو مد داره..

دنيامون يه عالمه آدم خوب و بد داره..

ماه من غصه نخور همه كه دشمن نمي شن..

همه كه پر ترك مثل تو ومن نمي شن..

ماه من غصه نخور مثل ما ها فراوونه..

خيلي كم پيدا ميشه كسي رو حرفش بمونه..

ماه من غصه نخور گريه پناه آدماست..

ترو تازه موندن گل مال اشك شب نماست..

ماه من غصه نخور زندگي بي غم نمي شه..

اوني كه غصه نداشته باشه آدم نمي شه..

ماه من غصه نخور خيلي يا تنهان مثل تو..

خيلي يا با زخم هاي زندگي آشنان مثل تو..

ماه من غصه نخور زندگي خوب دار و زشت..

خدارو چه ديدي شايد فردامون باشه بهشت..

ماه من غصه نخور دنيارو بسپار به خدا..

هر دومون دعا كنيم تو ام جدا منم جدا... .


[+] نوشته شده توسط فهیمه در 12:4 | |







کاش می فهمیدند

عاشقانه

عیدتان مبارک

لبتان بر لب یار

و دلتون خرم باد

نظر نداده می خوای بری؟

 


[+] نوشته شده توسط فهیمه در 21:26 | |







عشق من

روزي روزگاري جزيره اي وجود داشت كه همه احساسات روي آن زندگي مي كردند : شادي ، غم ، غرور و از جمله عشق. روزي به احساسات اعلام شد كه جزيره در شرف غرق شدن است. همه سواربر قايق ها از آنجا فرار كردند، به جزعشق.

عشق‌، تنها احساسي بود كه روي جزيره باقي ماند. عشق مي خواست تا آخرين لحظه ممكن در آنجا بماند.

ثروت سوار بر قايقي با شكوه و مجلل از آنجا مي گذشت.

عشق از او پرسيد : اي ثروت،مرا همراه خود مي بري؟ نجاتم مي دهي؟

ثروت پاسخ داد: نه، نمي توانم.

در قايق من، يك عالمه طلا و نقره وجود دارد. جايي براي تودر قايق من نيست.

پس تصميم عشق گرفت از غرور كمك بخواهد كه با كشتي زيبايي از كنارش مي گذشت.

عشق پرسيد : اي غرور لطفا كمكم كن.

غرور پاسخ داد: اي عشق، نمي توانم كمكت كنم. چون سراپا خيس هستي و كشتي ام را خراب مي كني.

اين مرتبه ،غم از كنار عشق مي گذشت.

عشق از او پرسيد : اي غم، بگذار همراهت شوم.

غم پاسخ داد: اوه.... عشق، آن قدر غمگين هستم كه بايد تنها باشم.

شادي از كنار غم مي گذشت، ولي او هم آن قدر خوشحال بود كه وقتي عشق از او كمك خواست ،اصلا صدايش را نشنيد

ناگهان صدايي به گوش عشق رسيد : اي عشق، بيا. من كمكت مي كنم و تو را همراه خود مي برم

صدايي بزرگ و سالخورده به نظر مي رسيد.

عشق كه بسيار خوشحال شده بود، حتي يادش رفت كه از او بپرسد به كجا مي روند. وقتي وارد خشكي شدند ، صاحب صدا به راه خود رفت و از عشق جدا شد.

عشق كه خود را مديون ناجي اش مي دانست از آگاهي پرسيد: چه كسي كمكم كرد و مرا نجات داد؟

آگاهي پاسخ داد: زمان به تو كمك كرد

عشق با تعجب، پرسيد: زمان؟ ولي چرا زمان كمكم كرد؟

آگاهي لبخندي متفكرانه و خردمندانه زد و پاسخ داد؟ چون فقط زمان مي تواند قدر و ارزش عشق را درك كند!

 


[+] نوشته شده توسط فهیمه در 21:22 | |







وقتي نيستي هر چي غصه است تو صدامه

وقتي نيستي هر چي اشکه تو چشامه

از وقتي رفتي دارم هر ثانيه از رفتنت ميسوزم

 کاشکي بودي و ميديدي که چي آوردي به روزم

حالا عکست تنها يادگار از تو

خاطراتت تنها باقي مونده از تو

وقتي نيستي ياد تو هر نفس آتيش ميزنه به اين وجود

 کاش از اول نميدونستي من عاشق تو بودم

مطالب عاشقانه.....عکسهای زیبا WWW.farhadkazemi.blogfa.COM

 

رفتی و تنهام گذاشتی

توی قلبم پا گذاشتی

تو که گفتی من می مونم

چرا رفتی و نموندی

حالا که تنهای تنهام

واسه دله خودم می نویسم

می نویسم تو کجایی

کی میایی کی میایی

تو که رفتی من اینجا تنهام

دیگه طاقتی ندارم

دیگه سخته بی تو موندن

بی تو هیچ معنای نداره

مطالب عاشقانه.....عکسهای زیبا WWW.farhadkazemi.blogfa.COM

WWW.farhadkazemi.blogfa.COM مطالب عاشقانه.....عمسهای زیبا

 

از خدا پرسیدم چی دوست داری؟

گفت :سخاوت

دیوانه گفت: حقامت

غم گفت: ملامت

کوه گفت:صلابت

معشوق گفت: نگاهت

فدای تو که گفتی: رفاقت

مطالب عاشقانه.....عکسهای زیبا WWW.farhadkazemi.blogfa.COM


[+] نوشته شده توسط فهیمه در 13:44 | |







نفرین

اين روزا عادت همه رفتنو دل شکستنه
درد تمام عاشقا پاي کسي نشستنه
اين روزا مشق بچه هايه صفحه آشفتگيه
گرداي روي آينه فقط غم زندگيه
اين روزا درد عاشقا فقط غم نديدنه
مشکل بي ستاره ها يه کم ستاره چيدنه
اين روزا کار گلدونا از شبنمي تر شدنه
آرزوي شقايقا يه کم کبوتر شدنه
اين روزا آسمونمون پر از شکسته باليه
جاي نگاه عاشقت باز توي خونه خاليه
اين روزا کار آدما دلاي پاک رو بردنه
بعدش اونو گرفتنو به ديگري سپردنه
اين روزا کار آدما تو انتظار گذاشتنه
ساده ترين بهونشون از هم خبر نداشتنه
اين روزا سهم عاشقا غصه و بي وفائيه
جرم تمومشون فقط لذت آشنائيه
اين روزا چشماي همه غرق نياز و شبنمه
رو گونه هر عاشقي چند قطره بارون غمه
اين روزا قصه ها همش قصه دل سوزوندنه
خلاصه حرف همه پس زدن و نموندنه

I LOVE YOU


[+] نوشته شده توسط فهیمه در 19:52 | |







دل دیوونه

واسه رسيدن به تو ديگه چيکار  کنم

 آخه چقدر خودم رو جلوي تو خار کنم

 آخه چند بار ديگه ميخواي دلم روبشکني

توي خوابم نمي بينم که تو مال مني

طفلي دلم چقدر نشست پاي تو گريه کرد

آخر چي شد نصيبش تنها يه نگاه سرد

نذار تنها بمونم هميشه با گريه هام

تو رو خدا بيا تو يه کاري بکن برام

دل ديوونه ي منو کسي نمي تونه ببينه که شده در به درو

دل ديوونه ي منو کسي نمي تونه ببينه  زده  سيم آخرو

به خدا اشکي نمونده دلم انگاري غروبه همه زندگيم خزونه واي

به خدا اشکي نمونده دلم انگاري غروبه حالا زندگيم خزونه واي

دل ديوونه ي منو کسي نمي تونه ببينه که شده در به درو

دل ديوونه ي منو کسي نمي تونه ببينه  زده  سيم آخرو

از تو گذشتم چون نمي تونم ببينم اشک تو

از تو گذشتم چون نمي تونم بمونم پيش تو

از تو گذشتم چون نمي خواستم باشم مديون تو

از تو گذشتم چون نمي تونم بمونم به پاي تو

 

 


[+] نوشته شده توسط فهیمه در 20:44 | |







خیلی دلم گرفته

ای....

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم

چند وقت است که هر شب به تو می اندیشم

به تو آری،به تو یعنی به همان منظر دور

به همان سبز صمیمی،به همان باغ بلور

به نفسهای تو در سایه ی سنگین سکوت

به سخنهای تو با لهجه ی شیرین سکوت

به همان زل زدن از دور به هم

یعنی آن شیوه ی فهماندن منظور به هم

شبحی چند شب است آفت جانم شده است

اول نام کسی ورد زبانم شده است


[+] نوشته شده توسط فهیمه در 18:37 | |







عکس

 بقیه عکسا در ادامه مطلب...


ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط فهیمه در 21:54 | |







عشق

 


[+] نوشته شده توسط فهیمه در 15:49 | |







عکس وشعر

نمی خواهم ترکت نم



اگه بگى دوستم دارى  

             تا آسمون پر مى گیرم

                زندگى گذشتم رو، دوباره از سر مى گیرم        

اگه بگى دوستم دارى

          مى میرم و زنده مى شم

             روشن تر از روز خدا ،خورشید تابنده مى شم

اگه بگى به غیر من

             کسى تو دنیا ندارى

               رو گفته هاى  این و اون   از ته دل پا  بزارى

من هم برات فدا مى شم

              گریه بى صدا مى شم

                           اگه بگى یار منى

                                   همدم و غمخوار منى

من هم برات یار مى شم

             یار وفادار مى شم!...

love



[+] نوشته شده توسط فهیمه در 23:59 | |







تست شخصیت شناسی

      تست شخصیت شناسی بخون جالب    

این تست فقط 3 پرسش دارد و جواب ها شما را شگفت زده خواهند کرد.

جواب ها را نخوانید زیرا مغز مانند چتر نجات عمل میکند، وقتی که باز است بهتر

کار میکند.

اگر به جواب ها نگاه کنید نتیجه درستی نخواهید گرفت.

یک قلم و کاغذ بردارید و به سوالها پاسخ دهيد.

این یک تست صادقانه است که اطلاعات زیادی از خودتان به شما می دهد.

حالا شروع کنید.....!!!

 

1- نام های این حیوانات را به ترتیب علاقه خود قراردهید:

گاو
ببر
گوسفند
اسب
خوک

2- یک کلمه برای توصیف اسامی زیر بنویسید:

سگ
گربه
موش صحرایی
قهوه
دریا

3- به کسانی فکر کنید (کسانی که شما را بشناسند و برای شما مهم باشند) و آن ها را به رنگ های زیر ربط دهید ( افراد تکراری نباشند. برای هر رنگ، نام یک فرد).

زرد
نارنجی
قرمز
سفید
سبز

       


ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط فهیمه در 20:11 | |







عشق آغاز است وپایان ندارد

تو را گم ميکنم هر روز و پيدا ميکنم هر شب
بدينسان خواب ها را زيبا ميکنم هر شب
دلم فرياد ميخواهد ولي در گوشه اي تنها
که بي آزار با ديوار نجوا ميکنم هر شب
کجا دنبال عشق ميگردي؟؟؟
که من اين واژه را تا صبح معنا ميکنم هر شب...


[+] نوشته شده توسط فهیمه در 19:22 | |







 به نام حضرت دوست که هر چه داریم از اوست یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچکی نبود.یک روز توی مشرق زمین توی یک شهر بزرگ یک دختر بود.دختر قصه ی ما همیشه شاد بود توی شیطنت حرف اول رو می زد.با شیطنتش همه رو شاد می کرد.دخترک توی ناملایمت های روزگار دلش رو سپرده بود به خدا.به کسی دل نمی داد یعنی دیگه دل مال خودش نبود شده بودمال خدا.با خدا جونش حال می کرد.واسه خداش قصه می گفت شعر می گفت جک می گفت.با خداش می خندید و گریه می کرد...خلاصه از اینکه دلش رو به خدا داده بود شاد بود.روزها به خوبی سپری می شد اگه هم مشکلی بود به لطف خدا دخترک باهاش کنار می اومد.تا اینکه یک روز توی بازی روزگار یک پسر پیدا شد که از دخترک خوشش اومد.راز به دست آوردن دل دختر رو فهمید.رفت پیش خدا نشست و دل دختر رو از خدا خواست. پسرک قول داد که دختر رو تنها نذاره هیچ وقت پا رو دل دخترک نذاره.خدا حرفش رو شنید دلی که مال خودش بود به اون بخشید.دیگه دل دختر دست اون پسر بود.همه ی فکر و خیال دخترک اون پسرک شد.بعد از یک مدت که گذشت پسرک دیگه اونو نخواست.ازش خسته شد دل دختر رو برد و توی تنها یی ها دخترو یک جایی جا گذاشت.حالا پسرک رفته دخترک تنها نشسته ,دختر قصه شکسته دنبال دلش می گرده.دلش رو می خواد خدایا دخترک چه گناهی کرده؟ حالا دخترک از خنده ها بی زاره , با همه شادی ها قهره, دلش رو می خواد خدایا دخترک چه گناهی کرده؟ کار دخترک شده توی کنج تنهایی بشینه شب و روز بگه:خدایا دلی که سپردم به تو چرا دادی به کسی؟ حالا من دلم رو می خوام خدا به دادم می رسی؟تقدیم با اون که مثل خون تو رگهامه,مثل هوا تو ریه هامه,مثل یه بغضی تو صدامه,مثل اشکی تو چشمامه,اونی که بودنش واسم تولدی دوباره است,از خدای خوب و بزرگ براش شادی و سربلندی و پیروزی می خوام I LOVE YOU  "

گروه ترانه ها

 


[+] نوشته شده توسط فهیمه در 8:57 | |







شعله ی عشق تو

گل اطمینان را تو به من هدیه کنی

گر چه دوری زبرم، همسفر جان منی    

 

قطره اشکی و در دیده ی گریان منی                     

 

این مپندار که یادت برود از نظـــــرم   

  

خاطرت جمع که در قلب پریشان منی 

 

 

 


[+] نوشته شده توسط فهیمه در 20:50 | |







پياده مي شوم ، دنيا نگهدار ...

تو اين دنيا عاشق شدن سراب آخر کار کاغذ روي آبه
صداقت و وفا ؟يه خوابه قربون عشقتم بري گناهه
از عاشقي رنگي نگو سياهه بوي اونم بوي غم و مردابه
ريا گرفته جاي هر عشقي رو کي مي شکنه اين قاب هاي مشکي رو
دوستت دارم همش ديگه دروغه گفتن اون شکستن غروره
يار کسي شدن اينم يه خوابه



[+] نوشته شده توسط فهیمه در 13:54 | |







دلتنگی...

دلم گرفته از این روزگار دلتنگی

گرفته اند دلم را به کار دلتنگی

 

دلم دوباره در انبوه خستگی ها ماند

گرفت ایینه ام را غبار دلتنگی

شکست پشت من از داغ بی تو بودن ها

به روی شانه دل ماند بار دلتنگی

 درون  هاله ای از اشگ مانده سر گردان

نگاه خسته من در مدار دلتنگی

 از ان زمان که تو از پیش ما سفر کردی

نشسته ایم من و دل کنار دلتنگی

 دگر پرنده احساس من نمی خواند

مگر سرود غم از شاخسار دلتنگی

 بیا که ثانیه ها بی تو کند می گذرد

بیا که بگذرد این روزگار دلتنگی


[+] نوشته شده توسط فهیمه در 20:53 | |







ولی حالا


نیمه شب ، آواره و بی حس و حال در سرم سودای جامی بی زوال

پرسه ای آغاز کردیم در خیال، دل به یاد آورد ایام وصال

از جدایی یک دو سالی می گذشت یک دو سال از عمر رفت و برنگشت

دل به یاد آورد اول بار را خاطرات اولین دیدار را

آن نظر بازی ، آن اسرار را آن دو چشم مست آهو وار را

همچو رازی مبهم و سربسته بود چون من از تکرار ، او هم خسته بود

آمد و هم آشیان شد با من او هم نشین و هم زبان شد با من او

خسته جان بودم که جان شد با من او ناتوان بود و توان شد با من او

دامنش شد خوابگاه خستگی این چنین آغاز شد دلبستگی

وای از آن شب زنده داری تا سحر وای از آن عمری که با او شد به سر

مست او بودم ، ز دنیا بی خبر دم به دم این عشق می شد بیشتر

آمد و در خلوتم دمساز شد گفت و گو ها بین ما آغاز شد

گفتمش در عشق پا بر جاست دل گر گشایی چشم دل زیباست دل

گر تو زورق بان شوی دریاست دل بی تو شام بی فرداست دل

دل زعشق روی تو حیران شده در پی عشق تو سرگردان شده

گفت در عشقت وفادارم بدان من تو را بس دوست میدارم بدان

شوق وصلت را به سر دارم بدان چون تویی مخمور ، خمّارم بدان

با تو شادی می شود غمهای من با تو زیبا می شود فردای من

گفتمش عشقت به دل افزون شده دل ز جادوی رخت افسون شده

جز تو هر یادی به دل مدفون شده عالم از زیباییت مجنون شده

بر لبم بگذاشت لب یعنی خموش طعم بوسه از سرم برد عقل و هوش

در سرم جزعشق او سودا نبود بهر کس جز او در این دل جا نبود

دیده جز بر روی او بینا نبود همچو عشق من هیچ گل زیبا نبود

خوبی او شهره آفاق بود در نجابت در نکویی تاق بود

روزگار اما وفا با ما نداشت طاقت خوشبختی ما را نداشت

پیش پای عشق ما سنگی گذاشت بی گمان از مرگ ما پروا نداشت

آخر این قصه هجران بود و بس حسرت و رنج فراوان بود و بس

یار ما را از جدایی غم نبود در غمش مجنون و عاشق کم نبود

بر سر پیمان خود محکم نبود سهم من از عشق جز ماتم نبود

با من دیوانه پیمان ساده بست ساده هم آن عهد و پیمان را شکست

بی خبر پیمان یاری را گسست این خبر ناگاه پشتم را شکست

آن کبوتر عاقبت از بند رست رفت و با دلدار دیگر عهد بست

با که گویم او که همخون من است خصم جان و تشنه خون من است

بخت بد بین وصل او قسمت نشد این گدا مشمول آن رحمت نشد

آن طلا حاصل به این قیمت نشد

عاشقان را خوشدلی تقدیر نیست با چنین تقدیر بد تدبیر نیست

از غمش با دود و دم همدم شدم باده نوش غصه او من شدم

مست و مخمور و خراب از غم شدم ذره ذره آب گشتم کم شدم

آخر آتش زد دل دیوانه را سوخت بی پروا پر پروانه را

عشق من از من گذشتی خوش گذر بعد از این حتی تو اسمم را نبر

خاطراتم را تو بیرون کن ز سر دیشب از کف رفت فردا را نگر

آخر این یک بار از من بشنو پند بر من و بر روزگار هم دل مبند

عاشقی را دیر فهمیدی چه سود عشق دیرین را گسسته تار و پود

گرچه آب رفته باز آید به رود ماهی بیچاره اما مرده بود

بعد از این هم آشیانت هر کس است باش با او یاد تو ما را بس است

 


[+] نوشته شده توسط فهیمه در 20:50 | |







عکس های عاشقانه

 نظر یادت نره


ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط فهیمه در 10:46 | |



کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com

کمیابترین کدهای جاوا

فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












2khali

Powered by : 2khali.blogfa.com

http://asadream.us با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده